داستان پندآموز

صفحه اصلی/برچسب: داستان پندآموز

مرد آهنگر و شکل خدایی

توسط |1392/11/30 3:57:50بهمن 30ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , , , , , |

اینل واترمن داستان آهنگری را می گوید که پس از گذراندن جوانی پر شر و شور تصمیم گرفت روحش را وقف خدا کند سالها با علاقه کار کرد به دیگران نیکی کرد اما با تمام پرهیزگاری در زندگیش چیزی درست به نظر نمی آمد حتی مشکلاتش به شدت بیشتر می شدند. یک روز عصر دوستی که [...]

ثروتمند شدن به خاطر نگهداری از پدر

توسط |1392/11/27 4:03:45بهمن 27ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , , , , , , |

مردی چهار پسر داشت. هنگامی  که در بستر بیماری افتاد، یکی از پسرها به برادرانش گفت: «یا شما مواظب پدر باشید و از او ارثی نبرید، یا من پرستاری اش می کنم و از مال او چیزی نمی خواهم؟!» برادران با خوش حالی نگه داری از پدر را به عهده او گذاشتند و رفتند. پس از [...]

داستان پسر و پدر سالخورده

توسط |1392/11/26 4:30:55بهمن 26ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , , , , |

فرزندی پدر پیرش را کُول کرد و به کوهستان  برد. وقتی به بالای کوه رسید، پسر غاری پیدا کرد و پدر را آن جا گذاشت. هنگامی که می خواست برگردد، با خنده های پدر پیرش مواجه شد. پسر با تعجب به او نگاه کرد و گفت: «به چه می خندی پدر؟!» […]

حکایت دزدی ایمان

توسط |1392/11/23 10:06:28بهمن 23ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , , , |

نقل است که در روزگاری نه چندان دور کاروانی از تجار بهمراه مال التجاره فراوان به قصد تجارت راهی دیاری دوردست شد. در میانه راه حرامیان کمین کرده به قصد غارت اموال به کاروان یورش بردند. […]

مهربانی همیشه ارزنده تر است

توسط |1392/11/8 4:19:05بهمن 8ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , , , , , |

آیا مهربانی همیشه ارزنده تر است؟ بانوى خردمندى در کوهستان سفر مى کرد که سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا کرد. روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود. بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید، از آن [...]

نقش باور در زندگی انسان

توسط |1392/10/25 4:42:41دی 25ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , , |

در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این [...]

اول رئیس

توسط |1392/10/21 4:11:25دی 21ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , |

یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند. یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و غول چراغ ظاهر میشه، غول میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم… […]