داستانک

/برچسب:داستانک

مهربانی همیشه ارزنده تر است

توسط | 1392/11/8 7:49:05 بهمن 8ام, 1392|دسته موضوعی: مطالب و حکایات آموزنده|برچسب ها: , , , , , , , , , , |

آیا مهربانی همیشه ارزنده تر است؟ بانوى خردمندى در کوهستان سفر مى کرد که سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا کرد. روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود. بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید، از آن [...]

آزمون استخدام

توسط | 1392/10/4 8:01:06 دی 4ام, 1392|دسته موضوعی: مطالب و حکایات آموزنده|برچسب ها: , , , , , , , , , , |

یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود: شما در یک شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می‌گذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما [...]

بزرگوارى و اهميّت نعمت خداوند

توسط | 1392/10/1 9:08:32 دی 1ام, 1392|دسته موضوعی: مطالب و حکایات آموزنده|برچسب ها: , , , , , , , , , , |

[dropshadowbox align=”none” effect=”lifted-both” width=”autopx” height=”” background_color=”#2a2a2a” border_width=”1″ border_color=”#ffff2e” ]بمناسبت نزدیک شدن به ایام اربعین امام حسین(ع) بجای داستانک ، داستانی در این رابطه انتخاب نموده ایم [/dropshadowbox] مرحوم شيخ صدوق رضوان اللّه عليه در كتاب عيون أخبار الرّضا عليه السّلام داستانى را آورده است كه از جهاتى قابل اهميّت مى باشد: روزى از روزها امام حسين [...]

داستانک 3 – یک کلاغ و چهل کلاغ

توسط | 1392/9/25 12:28:48 آذر 25ام, 1392|دسته موضوعی: مطالب و حکایات آموزنده|برچسب ها: , , , , , |

به کسی گفتند امامزاده یعقوب را در کوه، پلنگ خورد! آنکه می دانست تصحیح کرد که : […]

راه اندازی بخش داستانک لافگا

توسط | 1392/9/25 11:40:45 آذر 25ام, 1392|دسته موضوعی: اطلاعیه|برچسب ها: , , , , , |

با سلام و بازهم در راستای اهداف سایت لافگا و ایجاد محیطی مفرح و سرگرم کننده ،بخش “[tooltip text=”داستانک لافگا” gravity=”nw”]ورود به داستانک لافگا[/tooltip]” نیز راه اندازی شد.   […]

داستانک 2 – من اینجا مسافرم

توسط | 1392/9/25 11:26:24 آذر 25ام, 1392|دسته موضوعی: مطالب و حکایات آموزنده|برچسب ها: , , |

جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند و دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده می شد. جهانگرد پرسید: لوازم منزلتان کجاست؟… […]

داستانک 1 – پاسخ جالب آسیابان به زاهد

توسط | 1392/9/25 10:46:10 آذر 25ام, 1392|دسته موضوعی: مطالب و حکایات آموزنده|برچسب ها: , , , , , |

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند. زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود». […]