داستانهای جالب

صفحه اصلی/برچسب: داستانهای جالب

راه بهشت و دوزخ

توسط |1393/4/13 7:54:46تیر 13ام, 1393|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , |

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبور از کنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را کشت. اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌کشد تا مرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند. پیاده‌روی درازی بود، تپه [...]

داستان شرلوک هلمز و واتسون

توسط |1392/11/16 6:18:05بهمن 16ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , |

شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: “نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟” واتسون گفت:”میلیون ها ستاره می بینم”.هلمز گفت: “چه نتیجه [...]

پند لقمان حکیم

توسط |1392/11/12 4:49:35بهمن 12ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , , |

روزی لقمان به پسرش گفت: امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی. […]

مهربانی همیشه ارزنده تر است

توسط |1392/11/8 4:19:05بهمن 8ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , , , , , |

آیا مهربانی همیشه ارزنده تر است؟ بانوى خردمندى در کوهستان سفر مى کرد که سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا کرد. روز بعد به مسافرى رسید که گرسنه بود. بانوى خردمند کیفش را باز کرد تا در غذایش با مسافر شریک شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در کیف بانوى خردمند دید، از آن [...]

مدیران موفق

توسط |1392/11/7 7:50:08بهمن 7ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , |

روزی مدیر یکی از شرکتهای بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در کنار دیوار ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد. جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه چقدر حقوق دریافت می کنی؟» […]

استاد زرنگ و دانشجوها

توسط |1392/11/6 4:07:47بهمن 6ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , |

چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. […]

راههای ابراز عشق

توسط |1392/11/5 7:15:17بهمن 5ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , , |

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین » را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با [...]

اجرای طرح واکسن آبله توسط امیرکبیر

توسط |1392/11/1 3:57:38بهمن 1ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , , , , |

در سال 1264 قمری، نخستین برنامه‌ی دولت ایران برای واکسن زدن به فرمان امیرکبیر آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌کوبی می‌کردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌کوبی به امیر کبیر خبردادند که مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واکسن بزنند. به‌ویژه که چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه [...]

شاه عباس و رسیدگی به امور اقتصادی

توسط |1392/10/30 4:29:01دی 30ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , , |

شاه عباس از وزیر خود پرسید: امسال اوضاع اقتصادی کشور چگونه است؟ وزیر گفت: الحمدالله به گونه ای است که تمام پینه دوزان توانستند به زیارت کعبه روند! شاه عباس گفت: نادان اگر اوضاع مالی مردم خوب بود کفاشان میبایست به مکه میرفتند نه پینه دوزان، چونکه مردم نمیتوانند کفش بخرند ناچار به تعمیرش میپردازند، بررسی [...]

مصدق و ملی شدن صنعت نفت

توسط |1392/10/28 4:19:16دی 28ام, 1392|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , , , |

می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی انگلستان نشست. قبل از شروع [...]