داستانك لافگا

صفحه اصلی/برچسب: داستانك لافگا

مرد نجار و رحمت خدا

توسط |1395/4/31 11:21:46جولای 21st, 2016|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , |

نجاری بود که زن زیبایی داشت که پادشاه را مجذوب خود کرده بود پادشاه بهانه ای از نجار گرفت و حکم اعدام او را صادر کرد و گفت نجار را فردا اعدام کنید […]

محبت ارزشمندترين هديه

توسط |1394/6/27 17:48:16سپتامبر 18th, 2015|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , |

بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود. […]

نجس ترين چيز در دنيا

توسط |1394/6/13 20:09:59سپتامبر 4th, 2015|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , |

گويند روزي پادشاهي اين سوال برايش پيش مي آيد و مي خواهد بداند که نجس ترين چيزها در دنياي خاکي چيست. براي همين کار وزيرش را مامور ميکند که […]

ملا نصرالدين و قرعه كشي الاغ مرده

توسط |1394/6/6 17:15:26آگوست 28th, 2015|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , |

ملانصرالدين از كدخداى ده ﻳﮏ ﺍﻻﻍ ﺑﻪ ﻗﻴﻤﺖ ١٥ درهم خريد و ﻗﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﮐﻪ كدخدا ﺍﻻﻍ ﺭﺍ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﺑﺪﻫﺪ… […]

بهشت واقعي

توسط |1394/6/6 8:13:42آگوست 28th, 2015|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , |

مردی با اسب و سگش در جاده‌ای راه می‌رفتند. هنگام عبوراز کنار درخت عظیمی، صاعقه‌ای فرود آمد و آنها را کشت. اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدت‌ها طول می‌کشد تامرده‌ها به شرایط جدید خودشان پی ببرند…! […]

عالم دوستي

توسط |1394/6/1 18:06:57آگوست 23rd, 2015|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , |

دو دوست در بيابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا كردند. يكي به ديگري سيلي زد. دوستي كه صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هيچ حرفي روي شن نوشت: « امروز بهترين دوستم مرا سيلي زد». […]

كوهنورد،طناب،ايمان به خدا

توسط |1394/5/11 21:46:44آگوست 2nd, 2015|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , |

داستان درباره كوهنوردي ست كه مي خواست بلندترين قله را فتح كند .بالاخره بعد از سالها آماده سازي خود،ماجراجو يي اش را آغاز كرد.اما از آنجايي كه آوازه ي فتح قله را فقط براي خود مي خواست تصميم گرفت به تنهايي از قله بالا برود. […]

وزن دعا

توسط |1394/5/9 19:51:53جولای 31st, 2015|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , |

لوئیز زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس، و نگاهی مغموم وارد خواروبار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به او بدهد. به نرمی گفت شوهرش بیمار است و نمیتواند کار کند و شش بچه شان بی غذا مانده اند. […]

مكالمه با خدا

توسط |1394/5/8 22:09:38جولای 30th, 2015|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , |

این مطلب اولین بار در سال 2001 توسط زنی به نام ریتا در وب سایت یک کلیسا قرار گرفت، این مطلب کوتاه به اندازه ای تاثیر گذار و ساده بود که طی مدت 4 روز بیش از پانصد هزار نفر به سایت کلیسا ی توسکالوسای ایالت آلاباما سر زدند. این مطلب کوتاه به زبان های مختلف [...]

شاهين و كشاورز

توسط |1394/2/12 17:09:14می 2nd, 2015|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , |

پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. […]