حکایت ایراد پیرزن به مناره مسجد و تدبیر معمار

توسط |1393/7/13 7:40:58مهر 13ام, 1393|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , |

روایت شده است در حدود ٧٠٠ سال پیش، در اصفهان مسجدی بزرگ میساختند. اما چند روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام میدادند. پیرزنی از آنجا رد میشد وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: فکر کنم یکی از مناره ها کمی کجه! [...]