گریه بی پایان

توسط |1392/12/6 7:43:42فوریه 25th, 2014|مطالب و حکایات آموزنده دسته بندی ها|برچسب ها: , , , , , , , , , , |

حسن آقا وارد دهی شد و در مکانی که اهالی ده جمع شده بودند نشست و بنای گریه گذاشت. سبب گریه‌اش را پرسیدند، گفت: من مردغریبی هستم و شغلی ندارم برای بدبختی خودم گریه می‌کنم، مردم ده او را به شغل کشاورزی گرفتند. […]