تولید محتوای ناریانی

/برچسب:تولید محتوای ناریانی

زمستون بیَما با سوت و سرما

توسط | 1395/9/7 5:50:46 آذر 7ام, 1395|دسته موضوعی: تولید محتوای ناریانی|برچسب ها: , , |

.‍.. زمستون بیَما با سوت و سرما ...بناشو کرسی لَشه ر آخ جون گرما کَتبیه کرسی سَر توت و کشمیش نقلَک و سیف کوعل.... افسوس که مززش بَمونسته بر دل.... آه دلم کرده هوای اون قدیمون.... همه ی لینگون دَبییَ کرسیپایون.... گمبیَ بَباجون نَقل و حکایت.... زندگییون داشته لذت العونی به بَبییَ مثل حکایت.... ابراهیم صابری

غزل ناریان

توسط | 1395/8/23 3:53:07 آبان 23ام, 1395|دسته موضوعی: تولید محتوای ناریانی|برچسب ها: , , |

غزل ناریان مینویسم یک غزل وزن وردیفش ناریان قافیه،موضوع واحساس لطیفش ناریان […]

شعر انجمن – قسمت چهارم

توسط | 1395/6/25 19:32:06 شهریور 25ام, 1395|دسته موضوعی: تولید محتوای ناریانی|برچسب ها: , , , |

شعر انجمن – قسمت چهارم و پایانی آقای عدل بدل دوم: دومی جزء عدل بدل بودی واین آرزو شهرت،آرد،کی، بگو […]

شعر انجمن – قسمت سوم

توسط | 1395/6/24 13:07:58 شهریور 24ام, 1395|دسته موضوعی: تولید محتوای ناریانی|برچسب ها: , , |

شعر انجمن – قسمت سوم بشنوید ازمنشی: گویم ازمنشی همان مرد دلیر بی سواد،و نرشیر ریختن از بهر او رأی بی شمار کی بودی اورا قرار گفت من کاری کنم در روزگار ما شدیم،صاحب اختیار […]

شعر انجمن – قسمت دوم

توسط | 1395/6/23 12:36:26 شهریور 23ام, 1395|دسته موضوعی: تولید محتوای ناریانی|برچسب ها: , , |

شعر انجمن – قسمت دوم ازنایب رئیس بشنوید: گویمت ازنایب رئیس توزین کلام هوشیار باش یک کمی بیدار باش […]

شعر انجمن – قسمت اول

توسط | 1395/6/16 2:20:28 شهریور 16ام, 1395|دسته موضوعی: تولید محتوای ناریانی|برچسب ها: , , |

مقدمه شعر انجمن شد برقرار،بابت اینکه سالهای دور،انجمنی تشکیل شده بود،این انجمن چونان،بعضی ازمسئولین امروزی بجای خدمت درفکر جیب خودوباندبازی ،وپارتی ،بازی بودند. لذا این اشعاردرراستای اهداف،شوم آ نهاگفته شد،تاکمی،افشاگری گردد وجامعه خفته بیدار شود. قسمت،اول.....شعر انجمن شد برقرار......... شعر از حسن آ قاشریف کاظمی. گردآورنده: علی شریف کاظمی. گوش داریداهل مجلس،تابگویم شعرهای بیشمار.. انجمن شد [...]

شعر های من

توسط | 1395/6/15 13:15:37 شهریور 15ام, 1395|دسته موضوعی: تولید محتوای ناریانی|برچسب ها: , , |

شعر های من دفتری دویست برگ دارم که درونش شعر هایی گفتم من که نامش شعر گفتم گرچه،بی ردیف وبی قافیه اند بعضی ادیت،وبعضی،خودم گفتم لیک بهرشادی دوستان،گفتم شعر هایم،همه یکسر معر است بهر خندیدن،دوستان،سحر است شادمان باش که من شعر ندزدیدم سهراب را،باتمام آب وگل،گفتم ادبا گفتند: مستمع،صاحب سخن رابرسر ذوق آورد هرچه گفتم،برای دل [...]