شهید سید قدیر میرغیاثی

شهید سید قدیر میرغیاثی 1397/2/6 10:43:16

شهید سیدقدیر میرغیاثی فرزند مرحوم سیدصادق

شهید سیدغدیر میرغیاثی

زندگینامه 

این شهید عزیز و انقلابی و مخلص در تاریخ 1337/01/17 در روستای ناریان چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم سید صادق میر غیاثی مردی مظلوم و زحمتکش و سیدی متدین بود و هم چنین مادرش کربلایی فاطمه صابری، بانوئی با تقوی، نجیب ، عفیف و فداکار می باشد. این شهید بزرگوار دوران کودکی خود را در روستای ناریان سپری نمود و مدت یک سال در مکتب قرآن مرحوم میرزا احمد آقا شریف کاظمی شرکت کرد و تحصیلات ابتدایی را در روستا گذراند و سپس چند سال جهت تحصیل علوم حوزوی به شهرستان چالوس عزیمت نمود و بعدها به تهران آمد و مشغول کار شد. او که سری پرشور و دلی نورانی و روحی انقلابی و وجودی مجذوب امام خمینی (ره) داشت، در راهپیمائی های انقلاب حضور فعال داشت و پس از پیروزی جزء اولین بسیجیان منطقه طالقان به شمار می آمد که آمادگی تام برای جانفشانی در راه اهداف عالیه انقلاب داشت. او در راه اسلام عاشقی سر از پا نشناس بود که تمام هستی خود را در این راه گذاشته بود و کمتر صحنه ای از صحنه های دینی و انقلابی پیرامون زندگانی او وجود داشت که ایشان نقش مؤثری در آن نداشته باشد. بی توجهی به زخارف دنیوی و در غم مستمندان شریک شدن، جزء جدا نشدنی زندگی اش بود که گاهی برای کمک به نیازمندان ،وسائل ضروری خانه اش را نیز به فروش می گذاشت.

در تمام دوران جنگ تحمیلی، یا در نبرد مستقیم در جبهه ها و یا مشغول تدارک جبهه ها و سرکشی به خانواده های معظم شهدا بود. بی رغبتی به امور دنیوی و میل شدید به حیات معنوی و اخروی نهایتاً او را به طرف مقصد والا و رفیق اعلا سوق داد و گردنبند زیبای شهادت را زینت بخش وجودش کرد و پیشانی اش که همیشه مزین به سربند یا زهرا(س) و یا حسین (ع) بود، با مهر شهادت ممهور گشت و با افتخار از این دنیا که دار غرور است به سرای جاودانِ شهیدان که دار سرور است پرکشید و جزء مفقودان جنگ تحمیلی شد و با توجه به تفحص و جست و جو های فراوانی که برادرش مرحوم سید امیر میر غیاثی انجام داد، اثری از او یافت نشد.

وصیتنامه 

بسمه تعالی

ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون

گمان مبرید آنهایی که در راه خدا شهید شده اند مرده اند،بلکه زنده اند و پیش خدا رزی می خورند.

با درودی بیکران به محضر مقدس حضرت مهدی صاحب الزمان روحی و ارواح العالمین له الفداء و با درود به رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی که با رهبری صحیح و پیامبر گونه اش کشتی اسلام را بسوی ساحل نجات هدایت می فرمایند،با قلبی که خدا در آن نور ایمان دمیده. به ارواح طیبه شهداء درود میفرستم و برای خانواده های گرامی آنها طلب اجر و صبر نموده و شفای عاجل مجروحین جان بر کفی که در راه بدست آوردن آرمان مقدس اسلام از هیچ کوششی دریغ نورزیدند و آسیبها را به جان خویش خریدند تا اسلام و قرآن آسیبی نبیند را از خداوند میخواهم.امید است که حضرت حق با رزمندگان اسلام باشد و با امدادهای غیبی اش پیروزی را نصیب عزیزان رزمنده نماید.

قبل از هرچیز همه دوستان و بستگان و خصوصا” پدر و مادر عزیزم ، برادر عزیزم ، همسر محترمه ام ، فرزندان عزیزم ، خواهران محترمه و کل خانواده را به صبر و تقوای الهی که سر منشا همه برکات و نعمات الهی است دعوت میکنم و تقاضای آن دارم که همیشه یک مطلب در ذهنتان باشد که ما به خود نیامده ایم تا به خود باز رویم ، آنکه آورد ما را باز میبرد.از روز خلقت آدم انسانهای زیادی آمدند و رفتند و بازهم می آیند و میروند،کسی در دنیا باقی نمی ماند و هم رفتنی هستند و فقط ذات حق همیشه باقی خواهد ماند و اگر قرار بود کسی در دنیا برای همیشه بماند اشرف مخلوقات خاتم الانبیاء که تمام انسانها به برکت وجود او از گمراهی و ضلالت نجات یافتند ارجحیت داشت اما برای اینکه همه مسئله مرگ را درک کنند.خدا بهترین مخلوقاتش را از دنیا می برد تا عبرتی برای دیگران باشد که به این دنیای فانی دل نبندند که هیچ سودی نخواهد داشت،ضمنا” بیمناک هم نباشند چون مرگ انتقالی بیش نیست،انسان از این عالم به عالم دیگر میرود.

اما یک امر مهم و فراموش نشدنی را لازم میدانم تذکر دهم که بسیار مهم است آنهم اطاعت از امام و پیروی از فرامین است مسلمان مؤمن و با ایمان باشید رای رضای خداکار بکنید،به فکر تشویق و تصدیق دیگران نباشید.عبد و مخلص باشید و هرچه خدا میخواهد همان را انجام دهید.من کار بکنم فلان کس راحت باشد ما برای خدا کار میکنیم،اطاعت میکنیم،عبادت میکنیم،می جنگیم،برای کسی نیست فقط برای خداست،اگر روحیه غیر الهی در وجودت هست برو خودت را بساز و به خودسازی مشغول شو که مرگ برتو نزدیک است غافل نشو.

اما جنگ:همه عالم واقفند که دشمن پلید و باطل به سرزمین اسلام تجاوز کرده،به اسلام و قرآن اهانت کرده،مردم بی دفاع و مظلوم را در هر جای کشور از خوزستان تا تهران و جاهای دیگر کشته و مجروح ساخته،ساختمانها را ویران کرده.اینها بماند،قصد ضربه زدن به دین اسلام را داشته و تکلیف ما روشن است که با چنین دشمن ناجوانمردی چگونه باید رفتار کرد،باید او را به سزای اعمالش برسانیم،البته با توان و یاری حق تعالی سرنگونی رژیم بعث بنظرم یک چیز عادی و ساده تلقی میشود و ما باید ریشه کفر خصوصا” اسرائیل صهیونیست را از بیخ و بن برکنیم.زمان تقوای الهی توده بر خدای فی سبیل الله است در خانه ننشینید که مرگ گریبانگیرتان شود،در این برهه از زمان سزاوار نیست انسان در بستر بمیرد و خود را خوار کند،می بینید که دشمنان آتشی بپا کرده و میخواهند انسانهای آزاده و استقلال طلب را بسوزانند،باید بیائید دست بدست هم بدهیم و این آتش را به جان خودشان اندازیم.وای به حال تو که از آتش دنیا میترسی خبر از عذاب آخرت و آتش دوزخ نداری،مطمئن باشید سپاهیان محمد(ص) در این دنیا پیروز و در آن دنیا سرافرازند،همه امت اسلام که به نحوی خالصانه و عاشقانه دین خدا را یاری میکنند و در جبهه حضور می یابند جزء سپاهیان بزرگ محمد(ص) هستند و آنهایی که میتوانند و بهانه جیی میکنند از غافله عقب مانده اند و گرفتاری زندگی برای همه هست،اصلا” در نیازکردن همه اش گرفتاری است.آمادگی اطاعت از حق را در خود بوجود آورید وگرنه ذلت شما را در بر میگیرد،حیف است انسان شرافتش را از دست بدهد و تن به ذلت بدهد،مرد میدان باشید که در خانه زن هم مینشیند.همیشه در صحنه باشید،دشمن از حضور شما در صحنه وحشت دارد و می ترسد.خدا به شما قدرت داده که برای رضای او بکار بگیرید،من در اینجا برادری را دیدم که دست راستش قطع شده بود،آمد جبهه تا دین اسلام را یاری کند از شدت شرم گریه ام گرفت،به خود گفتم ما کی هستسم و این عزیزان چه کسانی هستند.من یک سؤال میکنم از مردم جامعه،آیا آن کسانی که دو دست دارند و سالم هستند نمی توانند به اندازه کسی که با یک دست آمده خدمت کند،خدمت نمایند؟

تمام هستی ام را باید فدای قرآن بکنم و آرام نخواهم نشست،این عهدی است که با خدای خود بستم تا زنده ام دین خدا را یاری میکنم،هرچند من لایق خدمت نیستم،کاری نمی توانم انجام بدهم،سیاهی لشگرم این را خودم خوب میدانم اما همین لطف خداست که روحیه شهادت طلبی در راه حق را در وجودم قرار داده است.امیدورام که بتوانم به اسلام خدمتی ارزنده که موجب رضای حق و خشنودی آقا امام زمان است بنمایم تا مورد عفو خداوند تبارک و تعالی قرار بگیرم.

از همه آشنایان و همکاران و همراهان میخواهم اگر از من بدی دیدند همه برای رضای خدا حلالم کنند و برایم طلب مغفرت نمایند تا از عذاب الهی در امان باشم.من آنچه را که لازم دانستم نوشتم و چیز دیگری باقی نمانده است که بگویم،فقط مؤمنین را به خدا می سپارم که حامیان دین اسلام هستند.

سلام بر مهدی موعود ، سلام بر حسین شهید ، لعنت بر یزید

برگرفته از کتاب «شاهدان نور»

ثبت ديدگاه

سه × چهار =