شهید حجت الاسلام ابوالقاسم رزاقی

شهید حجت الاسلام ابوالقاسم رزاقی 1397/2/6 13:26:02

شهید حجت الاسلام ابوالقاسم رزاقی فرزند مرحوم میرزااحمد

شهید حجت الاسلام ابوالقاسم رزاقی

سال و محل تولد:  1331 در طالقان
نام و شغل پدر: احمد-روحانی
میزان تحصیلات حوزه: خارج فقه و اصول
میزان تحصیلات جدید: متوسطه
مشاغل قبل از پیروزی انقلاب: تحصیل
مشاغل بعد از پیروزی انقلاب: مسئول عقیدتی سیاسی دانشکده افسری، امام جماعت،مسجد بقیه الله (عج) در میدان بروجردی تهران، نماینده دور دوم مجلس شورای اسلامی
تالیف و ترجمه: سوگندهای قرآن، مسجد پایگاه توحید و تقوی، گامی در جهت شناسایی علمای اسلامی، پرتوی از صحیفه سجادیه
علت شهادت: سقوط هواپیما به دست بعثیان عراق در اهواز
محل دفن: قم، گلزار شهدا


زندگینامه 

شهید بزرگوار در روز پنجشنبه 1331/07/03 شمسی در روستای نوریان از توابع طالقان بدنيا آمد. در سن پنج سالگی با توجه به هوش و ذکاوتی که در او بود، والدینش او را به مکتبخانه جد بزرگوارش- مرحوم میرزا محمد رزاقی- فرستادند تا « سواد قرآنی » را بیاموزد. دوران ابتدایی و مقداری از دبیرستان را در روستای همجوار زادگاهش سپری کرد و با توجه به علاقه زیادش به علوم دینی، در سال 1344 شمسی با راهنمایی و هدایت عده اي از فضلای منطقه اش به شهرستان قم هجرت نمود و دروس حوزوی را شروع کرد. هوش و استعداد تحصیلی بالای او به همراه تلاش مضاعفی که بواسطه شور و اشتیاقی که برای کسب علوم حوزوی داشت، باعث شد ایشان به سرعت پایه های تحصیلی حوزوی را به سرعت و زودتر از حد معمول آن، بگذراند و پس از آموختن « مقدمات و سطح» وارد مقطع مهم «خارج و فقه و اصول » شد و از اساتید بزرگواری همچون آیت الله جعفر سبحانی و علامه حسین نوری کسب فیض نمود و پایه های علمی و دانش فقهی خویش را تحکیم بخشید. علاوه بر آن، به تحقیقات در وادی معارف قرآن ونهج البلاغه و صحیفه سجادیه پرداخت و آثار قلمی ارزشمندی در این زمینه، از خود بر جای گذاشت که از جمله این کتابها، می توان این کتابها را نام برد : « سوگندهای قرآن» « مسجد پایگاه توحید و تقوا» «گامی در شناسایی علمای اسلام» « پرتوی از صحیفه سجادیه» و …. او در زمینه سیاسی و اجتماعی، فعالیتهای زیادی داشت. بویژه در نهضت 15 خرداد سال 1342 شمسی در صف مبارزین و نیروهای خط امام بود و بصورت خستگی ناپذیری پیگیر جریانات سیاسی انقلاب شد و پر خروش در صحنه های خطر، حضوری فعال داشت. ایشان در سنگر وعظ و خطابه، بیانی شیوا و گرم داشت. زبان گویا و نطق زیبا و رسایش، وسیله ای بسیار ارزشمند در جهت نشر و گسترش فرهنگ متعالی اسلام بود و باعث شد جوانان جذب شوند. او پس از شهادت آیت الله حاج مصطفی خمینی، نقش مهمی در بیدار سازی و به حرکت درآوردن مردم منطقه خود داشت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در تبيين معارف و دفاع اصولی از اسلام و انقلاب و امام خمینی سعي فراواني داشت. او در سال 1358 شمسی به منطقه کلاردشت می رود و به نهاد انقلابی جهاد سازندگی که در آنجا تازه تاسیس شده بود، سر وسامانی می دهد و نیز در اواخر همان سال به مسؤولیت آموزش عقیدتی سیاسی پادگان شهید ادیبی مرزن آباد، انتخاب می شود و در کنار این مسؤولیت، به امامت جماعت شهر مرزن آباد اننتخاب می گردد. همچنین در سال 1360 شمسی مسوولیت عقیدتی سیاسی آموزشگاه افسری مرکز 01 کاد به ایشان محول می شود و همزمان با آن، مسوولیت عقیدتی سیاسی دانشکده ی عالی فرماندهی ستاد ( دانشگاه جنگ سابق) را برعهده گرفت و در کنار این مسوولیتها در مسجد « بقية الله » واقع در میدان بروجردی تهران، به امامت جماعت برگزیده شد. وقتی پیشنهاد پذیرش مسؤولیت نمایندگی مجلس شورای اسلامی شهرهای تنکابن و رامسر و کلار آباد و عباس آباد از طرف امام جمعه های آن شهرها به ایشان شد، به عنوان یک تکلیف شرعی پذیرفتند که در نهایت اهالی آن شهرها، با اکثریت قاطع 93% آرا او را بعنوان نماینده خود به مجلس فرستادند. ایشان نیز در مجلس بدور از بازی های سیاسی، بر اساس مصالح اسلام و ملت به وظایف خود عمل کرد و از جمله نمایندگان خط امامی مجلس بشمار می رفت و در کمسیون دفاع مجلس عضویت داشت. در کنار حضور در مجلس، از خدمت رسانی به مردم حوزه های انتخابیه اش، حتی در عمق روستا ها غافل نبود و واقعاً درد آشنای مردم محروم منطقه بود. سرانجام این روحانی مبارز و خدمتگزار که در هر فرصتی برایش حاصل می شد به میادین رزم برای تبلیغ می شتافت، در روز پنج شنبه 1/12/1364 شمسی در اثر اصابت موشک هواپیماهای جنگی دشمن بعثی به هواپیمای حامل ایشان و چهل نفر از نمایندگان و مسؤولین قضایی، از جمله شهید حجت الاسلام محلاتی به مقام والای شهادت می رسند و به عرش پرواز می کنند. پیکر پاکش پس از تشییع باشکوه در شهر قم به خاک سپرده شد. «روحش شاد و راهش پررهرو باد»


وصیتنامه شهید

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله والصلوۀ علی رسول الله و آله و اللعنﺔ علی أعدائهم أعداءالله الی یوم لقاءالله.

اینجانب ابوالقاسم رزاقی دارای شناسنامه شماره 818 صادره از طالقان فرزند احمد رزاقی،جملات کوتاهی را به عنوان وصیت نامه به قلم می آورم تا یادآوری بر همه بازماندگان باشد و بیانگر هدف و اعتقاد و راهم که بر آن اساس می زیستم و در واقع در این مقام بودم که چنین زیست نمایم تا چه اندازه توفیق یافته باشم خدا می داند؟

1- ایمان به خدا را اساس زندگی و بزرگترین تکیه گاه مادی و معنوی دانسته و تقوای الهی را بهترین روش زندگی و امید و عامل پیروزی و سعادت دنیا و آخرت،پس خدا را فراموش نکنید و به جز او تکیه نکنید.

2- اسلام کاملترین، جامعترین و مترقی ترین مکتب حیات بخش جهان است و تنها آیین زندگی صحیح انسانی می باشد و همه مکتب های شرقی و غربی جهان که از مغزهای محدود بشر تراوش نموده به زوال و نابودی می گراید.

3- قرآن اقیانوسی است بیکران و کتاب خواندن و فهمیدن و عمل کردن است.امت اسلام باید این کتاب عظیم و روشنگر حیات انسان را به خوبی بشناسند و بشناسانند.قرآن کتابی است ناشناخته برای مسلمانان، بیایید ای امت اسلام! این آب حیات بخش را برکام تشنه بشریت امروز بریزید که سخت تشنه است.

4- انقلاب اسلامی ایران حرکتی است برخاسته از متن مکتب حیات بخش اسلام و از هیچ مکتب و یا سیستم فکری و عقیدتی دیگری متأثر نبوده و تنها عامل نجات محرومین جهان است و باید مردم را به شناخت آن دعوت نمود.

انقلاب اسلامی ما که بزرگترین وحشت را در کفر و استکبار جهانی ایجاد نمود و پشت آنان را شکست، باید به جهان صادر شود. از آن جایی که اسلام مرز نمی شناسد ، پس انقلاب برخاسته از متن آن نیز مرز نمی شناسد.نظر من درباره انقلاب اسلامی ایران در این جمله کوتاه خلاصه می شود که : « انقلاب اسلامی ایران تداوم بخش نهضت های انبیاء و ائمه شیعه (علیهم السلام) و نوید بخش انقلاب جهانی امام زمان (علیه السلام) منتقل گردد و حکومت جهانی واحد اسلام به رهبری امام زمان علیه السلام تشکیل شود. »

5- امام خمینی(ره)، امام و مرجع محبوب و مراد من روحی له الفداء، بزرگترین نعمت الهی است که به ملت ایران خصوصا و به ملل محروم و مستضعف جهان عموما ارزانی داشته شده و بر همه واجب است از این نعمت عظمای الهی قدردانی و شکرگزاری نمایند.امام خمینی وجودش در عصر ما آن چنان درخشش دارد که مردم در نسل های آینده می توانند به طور کامل او را بشناسند. کاری که این ابرمرد تاریخ و نایب امام زمان انجام داده ،عظمتش را فقط خدا می داند.

6- روحانیت مهم ترین و بزرگترین سنگر اسلام است و از آغاز غیبت کبرای امام زمان (علیه السلام) روحانیون عامل حفظ و معرفی اسلام چه با قلم و زبان و چه با خون بوده و می باشند.

این سنگر بزرگ باید حفظ و تقویت بشود و تداوم یابد و رهبری جامعه اسلامی با نایبان امام زمان (علیه السلام) می باشد و این همان ولایت فقیه است که از عمیق ترین و مترقی ترین مواد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است که اصل 5 و 110 آن را تشکیل می دهد.

7- اما در محیط خصوصی خانوادگی خودم : پدر و مادرم! برادران و خواهرانم ! از پدر عزیزم طلب رضایت می کنم و از مادر مهربانم می خواهم که از فرزندشان راضی باشند و افتخار نمایند که توانسته اند سربازی کوچک به پیشگاه اسلام و امام زمان و نایب بزرگوارش عرضه کنند و همسرم که او هم برایم زحمت کشیده امیدوارم که او هم به سعادت دنیا و آخرت نائل گردد.

به پدر و مادرم و همسرم سفارش می کنم که فرزندانم را بر اساس تعلیم اسلام تربیت کنند تا خدمتگزاری برای اسلام باشند. باز توصیه  می کنم نهایت دقت را در تربیت آن ها نمایند تا آن ها سربازانی فداکار برای اسلام و امام زمان و انقلاب اسلامی و امام خمینی و پوینده راه حسین و زینب علیهما سلام الله بشوند.

8- شهادت در راه خدا را آرزوی بزرگ خود می دانم و استجاب این جمله از دعای افتتاح را که :

” و قتلا فی سبیلک فوفق لنا ” و من بیان امام خمینی را که در پاسخ نامه دانشجویان مسلمان اروپا از نجف نوشته بودند به عنوان عقیده خود می نگارم : که من یکی دو نفس ازعمرم باقی نمانده.امیدوارم به مرگ طبیعی نمیرم. زندگیم که به اسلام خدمتی نکرد شاید مرگ من باعث خدمتی شود.

9- کتاب هایی من با مشورت برادر عزیزم حجت الاسلام مسیح مهاجری به کتابخانه های پایگاه های اسلامی و نهادهای انقلابی و یا حوزه های علمیه یا هرجا که بهتر مورد استفاده قرار می گیرد تحویل داده شود و خلاصه این که متروک و بلااستفاده قرار دادن آن ها را راضی نیستیم.دفتر بزرگ جنگ مطبوعات را که از روزنامه ها بریده جمع آوری کرده ام به روزنامه جمهوری اسلامی بدهند شاید در آرشیو آن مورد استفاده قرار گیرد.

10- وصیت می نمایم مرا در قم و یا بهشت زهرا در کنار تربت پاک شهیدان اسلام خاصه شهیدان بزرگواری چون آیت الله بهشتی و شهید باهنر و شهید رجایی به خاک بسپارند.


مروری بر زندگی شهید

اینک چند جمله کوتاه از زندگانی و افتخارات و معالی و کمالات بزرگ مردی از تبار عالمان اهل عمل و زبان آوران اهل قلم که جامع مدادالعلماء و دماء الشهدا شد ذکر می نمائیم اما قبل از هر چیز متواضعانه اعتراف می نمائیم که هرگز این قلم توان آن را ندارد که آن همه بزرگی و خلوص، عظمت و اخلاق، تقوی و علم و … را بتواند به تماشا بگذارد. ولی اینقدر می توان گفت که او همان الف قد شهیدان خطه ی طالقان و خورشید به خون نشستة ستارگان سرخ شهادت وطن ماست که معشوق شهادت را که آرزوی دائمی او بود با درکی عمیق از این واژه و حقیقت آن، به آغوش کشید.

شهید ابوالقاسم رزاقی در سال 1332 در روستای ناریان در دامن خانوادة روحانی چشم به جهان گشود و پدرش مرحوم حجت الاسلام و المسلمین شیخ احمد رزاقی و مادرش سیده فاطمه فخر حسینی می باشند که هر دوی این بزرگواران ،از خانواده های صاحب علم و کمال و فضیلت برخاستند و شجرة طیبه این دو خانواده اصیل و روحانی ،با مزین شدن به میوة وجود این بزرگ مرد، افتخاری مضاعف و ابدی یافت.

شهید رزاقی فراگیری را از سن پنج سالگی در مکتب جدش مرحوم آ شیخ محمد رزاقی که مردی عالم ، عابد و زاهد بود آغاز نمود و سواد خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را در این مکتب آموخت. آن گاه دروس ابتدائی و بخشی از متوسطه را در روستای همجوار زادگاهش (دیزان) گذراند. آن گاه در سال 1344 عازم حوزه علمیه قم شد و با مدیریت و راهنمایی حجت الاسلام حاج سید هدایت حسینی نسب که این طلبه نوجوان را در منزل خود در شهر قم پذیرا شد، به تحصیل علوم حوزوی پرداخت. در آن سرزمین مقدس این نهال مبارک به گونه ای فوق العاده رشد و نمو کرد و مصداق آیه شریفه (( والبلد الطیب یخرج نباته باذن ربه . سرزمین پاکیزه گیاهش با اذن پروردگارش می روید.)) ، شد و با تاییدات الهی و پشتکاری مثال زدنی قله های کمالات را یکی پس از دیگری فتح کرد و در فرصت اندکی سطوح مقدماتی و عالیه را طی نمود و تا دروس خارج از فقه و اصول و فلسفه و عقائد، از محضر درس اساتید بزرگی چون آیات عظام مشکینی ، مطهری ، نوری همدانی ، جعفر سبحانی ، مکارم شیرازی و … بهره مند شد و در طی 14 سال تلاش مستمر استعدادهای فکری ، روحی و عملیش شکوفا گشت و اندیشه پرفروغ و انگیزه پاکیزه اش پشتوانه زبان و قلم توانمندش شد . او از اوائل طلبگی و عنفوان جوانی با علاقه وافری به کار تبلیغ دین پرداخت و در این میدان موفقیت های چشم گیری به دست آورد. او که از قریحه ای سرشار وسلیقه ای استوار و دریافتی صحیح از نیاز مخاطب برخوردار بود و دارای بیانی بسیار شیرین ، شیوا ، لحنی نمکین و جذاب به همراه صدایی جان بخش و روح افزا و در عین حال سوزناک، و اعتقادی راسخ به آنچه می گفت، به همراه ذخیره های فراوان علمی و قدرت استدلال ستودنی ، خلوص نیت و طلاقت زبان و شجاعت بود، از مصادیق بارز آیات شریفه قرآن شده بود، که می فرماید : (( و من احسن قولا ممّن دعی الی الله و عمل صالحاً . چه کسی سخنش نیکوتر است از کسی که به سوی خدا می خواند و عمل شایسته انجام می دهد.)) و : (( الذین یبلّغون رسالاتِ الله و یخشونَه و لا یخشونَ احداً الا الله . کسانی که پیام های خدا را می رسانند و از او می هراسند و از غیر خدا هراسی ندارند .))

او که آغاز کار تبلیغش مقارن با نهضت امام خمینی (ره) شده بود، تمام سرمایه های ذاتی و اکتسابی اش را در خدمت بیداری مردم و حمایت از نهضت قرار داده و سهم بسزائی در بیداری مردم و بارور کردن آرمان های انقلابی در قلوب مومنین در سالهای قبل از انقلاب داشت. نوعا مناطق تبیلغی ایشان در ماه مبارک رمضان ،ایام محرم و صفر، شهرهای عباس آباد و چالوس و نشتارود و روستاهای اطراف بود.

این شهید بزرگوار از نظر اخلاقی ، شخصیتی ممتاز و کم نظیر داشت ،آنچنان جاذبه های اخلاقی اش فراوان بود که هرکسی با اندک برخوردی با ایشان ، دلباخته اخلاق و رفتارش می شد و نمی توانست به زودی او را فراموش کند.

چشم مسافر که بر جمال تو افتد عزم رحیلش بدل شود به اقامت

اینک به طور گذرا به چند بعد از ابعاد اخلاقی ایشان اشاره می کنیم و از هر گلستانی گلی و از هر خرمنی خوشه ای می آوریم تا شاید هم اداء حقی شده باشد و هم برای دیگران مایه ی تأسی و پیروی گردد.

1- ادب در گفتار و حیا در رخسار و رفتار

حیاء و نجابت ، ادب و عفت در گفتار و رفتارش موج می زد . سخنانش شیرین و مؤدبانه ادا می شد زبان تلخ و آزار دهنده نداشت. یکی از دوستان هم حجره اش می گفت : اگر از ما کاری خلاف ِراه و روش طلبگی سر می زد، می گفت: بیاییم مواردی که از رفتار و گفتار ما نیاز به اصلاح دارد را بنویسیم و برای هم بخوانیم و ما می دانستیم که او خود را هم در لیست قرار می دهد تا ما ناراحت نشویم و از یک روش غیر مستقیم برای تنبّه ما استفاده می کرد در حالی که نقدی بر او وارد نبود. یکی از اساتید حوزه علمیه قم که این شهید از شاگردان ایشان بودند می فرمود: آنقدر با حیا بود که هرگاه اشعار عرب جاهلی که احیانا دارای محتوای دور از نزاکت بود و به عنوان شاهد مثال در کتاب آورده شده بود خوانده می شد، عرق شرم و خجالت بر پیشانی اش می نشست .

البته لازم به ذکر است که این آذرم و حیا، هرگز مانع بیان حق نمی شد و او را در بیان و دفاع از حق عاجز نمی کرد و به وقت مصلحت با تمام جرأت و شجاعت وارد میدان شده و ادای وظیفه می کرد. او در حقیقت جامع بین صلابت و لطافت بود .

2- اخلاص

هرچند صفت اخلاص به علت درونی بودن کمتر قابل فهم و درک است ، چرا که جز خداوند از سرّ درون آگاه نیست، اما این وعده ی خداست که کارهای خالصانه را منتشر می کند . در زندگانی پرخیر و برکت این شهید نیز موارد زیادی از کارهای بزرگ برای محرومین و نیازمندان انجام گرفت که فقط پس از شهادتش نقل گردید که اگر ترس از اطاله ی کلام نبود بخشی از آن را ذکر می کردیم. به هرحال همة کسانی که با او حشر و نشری داشتند می دانند که خودخواهی و منیت در او نبود و تلاش می کرد کارهایش را فقط جهت رضای خدا انجام دهد. یکی از دوستانش نقل می کرد که ایشان را برای ارائه سخنرانی (در حالیکه نماینده مجلس بودند)دعوت کردیم و ایشان هم دعوت ما را پذیرفتند. اما متأسفانه از آن جلسه استقبال خوبی نشد و تعداد حدود 5 نفر شرکت نمودند و این مسئله مایة شرمندگی و نگرانی ما شده بود که چه پیش خواهد آمد ولی با تعجب دیدم ایشان بالای منبر رفتند و مانند کسی که برای یک مجلس مملو از جمعیت هزار نفری سخنرانی می کند سخن گفت و درضمن سخنرانی فرمود: اگر دیگران حاضر نشدند نباید عدم حضور آنان موجب تضییع حق حاضرین گردد.

3- تواضع

فروتنی نسبت به همه اقشاربه ویژه دوستان و نزدیکان، سنت همیشگی او بود. گاهی دیده می شد که در نشست های دوستانه کار پذیرایی را به عهده می گرفت در حالی که افراد دیگری در محفل حضور داشتند که این کار بایسته آن ها بود و گاهی جهت آرام کردن خاطر محرومین و زمینه سازی برای ایجاد ارتباطی دوستانه و بی تکلف به آنان می گفت : من هرگز دوران گذشته ام که در روستا کار می کردم و علف می چیدم یادم نرفته است . لباس های ساده و بی آلایش و بعضاً با آستین های ریش ریش شده اش در حال نمایندگی مجلس فراموش شدنی نیست . از ویژگی های ایشان این بود که در محافل و مجالس در سخن گفتن مبادرت نمی جست و آن چنان به سخنان دیگران گوش فرا می داد که تو گویی از موضوع مورد مذاکره اطلاعی ندارد و آن جا که برای تکمیل سخن وارد میدان می شد ، سخنش فصل الخطاب بود.

4-تلاش

یک نظر کوتاه به سن و سال این شهید و آثار به جای مانده از او و پست ها و مسئولیت هایی که برعهده داشت، ما را به این نتیجه می رساند که عنصری بسیار فعال و پر تلاش و خستگی ناپذیر بود . کسی که در سن 33 سالگی به شهادت می رسد و با این عمر کوتاه و فرصت اندک ،علاوه بر فعالیت های تبلیغی ، اجتماعی ، عمرانی و فرهنگی بسیار، 6 کتاب ارزشمند و مقالات فراوان علمی از خود به یادگار گذاشت و در یک زمان پست های حساسی همچون نمایندگی مجلس ، مسئولیت عقیدتی دانشکده افسری، کادر 01 ارتش را اداره می کرد و درکنار تألیفات متعدد و مفید ، امامت جماعت مسجد و سخنرانی های سیاسی و مذهبی گسترده ای داشت. چنین توفیقی جز با امدادهای الهی میسر نمی شود.

او برای اسلام مجاهدی فداکار و افسری پرتوان ، برای حوزه علمیه فرزند لایق و برومند و برای امام خمینی «ره» مقلّد و مریدی عاشق و برای جامعه، خدمتگزاری صادق بود.

5- علم دوستی

این شهید بزرگوار از مصادیق آن روایت شریف است که فرمود: ((ان الله یحبُّ بغاۀَ العلم . خداوند طالبان علم را دوست دارد.)) . او برای یادگیری لحظه ای آرام نداشت . از هر محفلی استفاده می کرد و هر فرصتی را غنیمت می شمرد ، دلداده محافل علمی و علما بود . همین دلدادگی برای یادگیری و یاد دادن، او را بسیار سریع به حدی از علم و دانش رساند که اساتیدش او را شجره ی طیبه ی به ثمر نشسته دانستند و آن همه آثار علمی مفید نیز در همین صفت ریشه داشت.


فعالیت ها و خدمات شهید پس از پیروزی انقلاب

روح پر تلاطم و پر مسئولیت او علیرغم زمینه های رشد و ترقی علمی و عملی ، به او اجازه اقامت و علم اندوزی بیشتر در حوزه را نداد و با کوله باری از اندوخته های دانش و ارزش با روحیه ای انقلابی ، کفایت و لیاقتی وصف ناپذیر ، فرصت پیروزی انقلاب اسلامی را مغتنم دانسته و وارد عرصه های علمی و فرهنگی و عمرانی شد . در اوایل سال 58 به منطقه کلاردشت شهرستان چالوس عزیمت و جهاد سازندگی را در آن خطّه پایه گذاری کرد و در اواخر همان سال مسئولیت واحد عقیدتی سیاسی مرکز آموزش درجه داری شهید ادیبی مرزن آباد و امامت جماعت مسجد آن شهر را نیز عهده دار شد و تحولاتی اساسی در مرکز آموزش درجه داری ایجاد نمود و همچنین آثار گرانمایه و ماندگار فرهنگی در آن شهر به یادگار گذاشت.

در سال 1360 مسئولیت عقیدتی سیاسی آموزشگاه افسری کادر 01 ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپس ریاست عقیدتی سیاسی دانشکده افسری و دانشکده عالی فرماندهی ستاد را به عهده گرفت. در این دو مرکز با توان علمی بالا و اخلاق ممدوح و پر جاذبه و فکر صائب و ارائه سخنرانی های مستدل تاثیرات عمیق و ماندگار به جای گذاشت.

یکی از فرماندهان عالی رتبه ی ارتش می گفت : من تا سال 58 با روحانیت ارتباط نداشتم ولی به وسیله شهید رزاقی با اصالت، تقوی ، فضیلت ، پاکی ، جهاد و علم روحانیت آشنا شدم.

در همین دوران با پذیرش امامت جماعت مسجد بقیﺔ الله میدان بروجردی تهران ، چون مشعل پر فروغی فراراه جوانان و تشنگان زلال معارف قرار گرفت و فعالیت های گوناگونی را در آن سنگر علم و تقوی و توحید به منصه ی ظهور رساند.

آخرین سنگری که ایفاء نقش نمود ،نمایندگی مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابی تنکابن و رامسر بود که در سال 1363 در دومین دوره انتخابات مجلس ،با کسب 93 درصدِ آراء به مجلس راه یافت و به مدت 2 سال درکمیسیون دفاع مجلس در دوران جنگ تحمیلی مساعی فراوانی داشت. او آن چنان در سنگر نمایندگی لیاقت و شایستگی از خود نشان داد که می توان گفت از نمایندگی مجلس تصویری شیرین و فراموش نشدنی از خود به یادگار گذاشت و نصابی از تلاش و خدمت رسانی را به ثبت رساند که برای دیگران کمتر توان نیل به این رکورد حاصل می شود و خاطراتی از خدمات صادقانه به ثبت رساند که ذائقه تاریخ و مردم آن خطه، برای همیشه شیرین و فقدانش در این سنگر ،ضایعه ای جبران ناپذیر تلقی می شود.

او سرانجام در اول اسفند ماه سال 1364 در حالی که با جمعی از مسئولان بلند پایه و نمایندگان مجلس برای دیدار از رزمندگان اسلام فاتح در عملیات والفجر 8 عازم جبهه جنوب بودند ، هواپیمای حامل ایشان در منطقه امیدیه ی اهواز مورد حمله ددمنشانه دو فروند از جنگنده های رژیم متجاوز، خدانشانس و بعثی عراق قرار گرفت و روح آسمانی او از آسمان ندای «ارجعی الی ربک» محبوبش را لبیک گفت و واژه مقدس شهادت را که مطلوب همیشگی اش بود ، با پیکری قطعه قطعه و به خون نشسته، چون مولایش سالار شهیدان ، فصل پایانی پرونده ی مقدس زندگی اش قرار داد ((ختامه مِسک و فی ذلک فلیتنافَس المُتِنافِسون. مطففین/26 )) و در جوار رحمت حق با صلحا و شهداء و صدیقین و همنشین شد . او امیدی برای اسلام و محرومان ، افتخاری برای هر عنوان اجتماعی و سیاسی که متصدی آن شد و سدّی در برابر کفر و نفاق و فساد و قد رسایش لایق قبای شهادت بود . ((عاش سیعدا و مات شهیداً))


تالیفات و آثار علمی شهید

او در عنفوان جوانی مقالات علمی و تحقیقی و کتاب های ارزشمند در موضوعات مختلف و مورد نیاز به رشته تحریر در آورد که اهمّ آن ها عبارت است از :

1- مقاله ای تحت عنوان ((با علامه طباطبایی در المیزان )) که به جایگاه علمی این کتاب و حضرت علامه می پردازد. این مقاله در دهه 60 در روزنامه جمهوری اسلامی و سپس در یادنامه علامه به چاپ رسید.

2- مقاله ((فلسفه قیام عاشورا)) که به عوامل و مراحل قیام عاشورا و وقایع سیاسی پس از آن می پردازد،که برداشتی نوین و محققانه از آن حادثه است.

3- کتاب نفیس و ارزشمند ((سوگندهای قرآن)) که حاصل سه سال تلاش مستمر اوست و قبل از انقلاب آماده چاپ بود ولی به علت موانعی این امر به تعویق افتاد و در خرداد 1361 با تقریظ آیت الله سبحانی به چاپ رسید

در این کتاب مباحث ارزشمندی در رابطه با سوگند و علت سوگندهای قرآن که یکی از معجزات این کتاب الهی است و اهمیت آنها و تفاوت سوگندهای خالق و مخلوق و اهمیت اموری که به آنها سوگند یاد شده می پردازد که در نوع خود بدیع و پربهاست.

4-کتاب ((مسجد پایگاه توحید و تقوی )) که تحقیقات جامعی از ابعاد مختلف، در رابطه با مسجد می باشد و این موضوع را از دیدگاه قرآن ، روایات و فقه اسلامی بررسی نموده و کارکردهای مختلف مسجد از نظر علمی و فرهنگی و سیاسی مورد مداقّه قرار داد و مباحثی را پیرامون مساجد بزرگ اسلام مطرح نمود . این کتاب در 235 صفحه در آبان 1362 به چاپ رسید.

5- کتاب ((گامی در جهت شناسائی علمای اسلام )). این کتاب به ابعاد مختلف زندگانی 15 نفر از علمای بزرگ اسلام می پردازد و از این طریق تلاش می کند هم توانمندی اسلام در پرورش چنین مردانی را آشکار نماید و هم الگوهای علمی و عملی مناسبی را برای توده های مردم معرفی کند و هم با بیان زوایای زندگانی این عالمان در جهت شناساندن اسلام نیز قدمی بردارد. چرا که زندگانی آنان عجین با اسلام است . این کتاب در 385 صفحه در خرداد 1362 چاپ و منتشر گردید.

6-کتاب گرانمایه ((پرتوی از صحیفه سجادیه)) که در شرح و تفسیر 9 دعا از ادعیه ی صحیفه سجادیه است . این کتاب آخرین اثر قلمی به جا مانده از آن خامه ی پربرکت است که متأسفانه فرصت عمر اجازه اتمام آن را نداد و همان طور که اشاره شد شرح 9 دعا از 54 دعای آن زبور آل محمد (ص) است که یک جلد آن امسال (1389) هم زمان با مراسم بزرگداشت شهدای روستای ناریان به چاپ رسید.

آری او در حالی که غوطه ور در دریای بی کران عرفان این ادعیه بود ،جان مشتاقش به حق واصل گشت . آثار قلمی و بیانی دیگری از این شهید به جای ماند که تمامش مفید و برای همگان به ویژه جوانان قابل استفاده است.


سخنان قبل از دستور شهید رزاقی در هشتاد و هفتمین جلسه علنی مجلس مورخ 1363/11/16

بسم الله الرحمن الرحیم و بسم الله رب الشهداء و الصالحین قال الله الحکیم فی کتابه الکریم (( و اطیعو الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم و اصبروا إن الله مع الصابرین. ))

با عرض خالصانه ترین درود و سلام به پیشگاه امام بزرگوار و امت بزرگ و ایثارگر و به ارواح طیبه همه ی شهدای عزت آفرین اسلام،خاصه شهدای عزیز انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و عرض تسلیت به مناسبت سالگرد شهادت بانوی بزرگ اسلام صدیقه طاهره (علیها سلام) . انقلاب شکوهمند اسلامی ما که در بیست و دوم بهمن ماه سال 1357 با نفی حاکمیت طاغوت و فراهم نمودن زمینه برای تحقق حاکمیت و اجرای تعالیم اسلامی در سایه رهبری حضرت امام (مدظله العالی) به پیروزی رسیده هم اکنون ششمین سال پیروزی آن را به پایان برده و آغاز هفتمین سال آن را به عنوان دهه فجر، امت اسلامیمان مراسم بزرگداشت و تجلیل و تکریم برگزار نموده و می دارند.شش سال از انقلاب اسلامی ما گذشت.شش سالی که توأم با شیرینی ها و تلخی ها، حلاوت ها و مرارت ها بوده، در طی این شش سال دشمنان جهانی اسلام و انقلاب در سطح جهانی و در داخل به وسیله مزدوران مستقیم و غیرمستقیمش در شکست یا نابودی انقلاب و یا به انحراف کشیدن آن از خط روشن و مستقیم الهی به سوی شرق و غرب همه توان خویش را به کار برده و عظیم ترین توطئه های خود اعم از فرهنگی، تبلیغاتی، سیاسی، نظامی، اقتصادی در این رابطه به میدان آورد.در عین حالی که در اجرای این توطئه ها دشمن توانست خسارت های سنگینی بر ما وارد نموده و در جبهه و پشت جبهه، در مسجد و محراب، مجلس، حوزه و دانشگاه چهره هایی گرانقدر و کم نظیر و حتی بی نظیری را از انقلاب اسلامی گرفت.لیکن از آن جایی که این انقلاب یک انقلاب الهی است همه آن توطئه ها در نهایت به رسوایی و شکست دشمن منتهی و عامل همبستگی و قاطعیت و تسلیم ناپذیری امت ما گردید و امروز امت وکشور اسلامی ما با گذر از همه این توطئه ها با سربلندی و قامتی به بلندای ابدیت راه عظیم شهیدان را به پیش می تازد و راه گشای همه محرومین و مستضعفین جهان گردیده اند.

انقلاب اسلامی و مجلس:

از مهم ترین نقاط عطف تاریخ در روند انقلاب اسلامی ما تأسیس مجلس شورای اسلامی است که پس از انقلاب و پی ریزی بناهای اولیه نظام با همه پرسی در دهم فروردین 1358 و انتخاب خبرگان و تصویب قانون اساسی در دوازده مرداد تا یازده آذر ماه 1358 و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در پنج بهمن همان سال و در 24 اسفند ماه آن سال انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی در کشور برگزار و در هفت خرداد 1359 افتتاح و شروع به کار نمود و در 6 خرداد 1363 عمر پربار و پربرکت چهارساله خود را به پایان برد.مجلس دوره اول که در دوران پرتشنج سیاسی کشور و توطئه های همه جانبه مخفی و آشکار دشمنان داخلی و خارجی انقلاب و نفوذ تعدادی عناصر نامناسب و سنگ انداز شروع به کار نمود.لیکن بحمدالله توانست چهارچوبه کار و خط مشی کلی قوه مقننه کشور را ترسیم و مشخص نموده و زمینه روشنی را برای تقنین و ارائه راه حل ها و لوایح و طرح های اساسی در رشد و استقلال کشور و جمهوری اسلامی فراهم نماید و توانست بعد سیاسی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را در داخل و خارج کشور تثبیت کرده و آن را به عنوان یک نظام متکی بر قانون و ضابطه و معیار، آن هم تعالیم حیات بخش اسلام در جهان معرفی نماید و با عرضه نمودن حدود 35 شهید والا مقام به پیشگاه اسلام قداست و طهارت ویژه ای بر قوه مقننه جمهوری اسلامی در تاریخ بخشیده است.

مجلس دور دوم و دوره سازندگی کشور

و مجلس دور دوم که در تاریخ 7 خرداد 1363 با تعداد حدود دویست نماینده منتخب مردم که بیش از صدنفر از آنان با کوله باری از پختگی و تجارب از دور اول می باشند گشایش و آغاز به کار نمود و با بهره وری از برنامه ها و تجارب مجلس دور اول در تداوم آن به تقنین پرداخت.آن چه در این رابطه بیانش لازم و زیباست حلقه اتصال مجلس دور اول و دوم می باشد و آن خون مقدس عالم مجاهد شهید حجت الاسلام و المسلمین شاه آبادی است که بر قداست و نورانیت مجلس صفای دیگری بخشید. علی أیّ حال، مجلس دوره دوم رسالت دیگری در روند انقلاب اسلامی و موقعیت حساس کنونی کشور و جهان بر عهده دارد.این دوره همراه با دوره سازندگی کشور است.سازندگی در همه ابعاد و جهات فردی و اجتماعی ،اعم از مادی و معنوی که در یک تقسیم بندی کلی آن را ذیل دو عنوان سازندگی فرهنگی و سازندگی اقتصادی مطرح می کنیم که مجلس شورای اسلامی رسالت جهت بخشی و شکل و سازماندهی به آن ها را در سنگر قانون گذاری کشور برعهده دارد.حال جهت روشن شدن موضوع و در فرصت بسیار کوتاه چند دقیقه ای به صورت فهرست وار به هر یک اشاره می کنیم.

الف – سازندگی فرهنگی: این عنوان دارای مصادیق و مفاهیم بسیاری است که برخی از آن ها بر این قرار است :

1- شناخت و شناساندن فرهنگ اسلام به طور مستدل و منطقی اولین وظیفه همه ما و دولت و ملت است.لازم است تلاش همه جانبه ای در رشد و توسعه تعالیم انسان ساز اسلام در سطح جامعه به عمل آمده و سطح آگاهی و شناخت جامعه ما عموما و نسل جوان ما خصوصا از حد سطحی و اطلاعات عمومی نسبت به تعالیم اسلام به شناخت منطقی و توأم با بصیرت رسیده و بتواند از اسلام در برابر تفکرات انحرافی و التقاطی دفاع نموده و پاسخگوی به شبهات و التقائات آنان باشند.صاحبان اندیشه و قلم در حوزه و دانشگاه و همه اسلام شناسان بدانند که به فرموده شهید آیت الله مطهری ، اگر ما آب زلال و حیات بخش اسلام را بر کام تشنه نسل جوان نریزیم، آن ها از آب های گل آلود ره آورد از شرق و غرب خود را سیراب خواهند نمود.

2- باید هرروز سطح معلومات و آگاهی های علمی و تخصصی و فنی، اختراعات و ابتکارات در محیط های فرهنگی ما خصوصا حوزه و دانشگاه ، دو سنگر عظیم فرهنگ جامعه رشد یابد و در شکوفایی استعدادها و تعلیم و پرورش چهره های مفید و مؤثر تلاش همه جانبه ای نمایند و عوامل لازم در سیر صعودی این حرکت فرهنگی فراهم و موانع و چیزهایی که باعث توقف و یا پایین آمدن سطح کیفیت علمی و آموزشی جامعه از مدارس ابتدایی تا حوزه و دانشگاه هست، برطرف گردد و مسئولان فرهنگی ما باید توجه نمایند که پایین آمدن سطح علم در کشور فاجعه غیرقابل جبرانی است.

3- همه دوستان و حتی دشمنان انقلاب اسلامی ما به خوبی دریابند که ما انقلاب اسلامی کرده ایم. یعنی انقلاب کرده ایم که اسلام در همه شئونات زندگی ما تحقق و عینیت پیدا نماید.امروز بر همه دست اندرکاران فرهنگ عمومی جامعه خصوصا رسانه های گروهی به ویژه رادیو و تلویزیون فرض است که با نهایت تلاش و برنامه ریزی های اصولی و منطقی در زدودن زنگارهای فساد و فحشاء از زوایای فکر و جان و اخلاق جامعه و توسعه ایمان و تقوا و عفت و عصمت مبتنی بر شعور و آگاهی هرچه بیشتر بکوشند. امروز هر حرکتی را در جهت توسعه فساد در جامعه ما به عنوان یک توطئه سیاسی تلقی می کنیم.وقتی که حدود یک ماه قبل در دانشگاه تل آویو کنفرانسی توسط مؤسسه علمی و تحقیقات موشه دایان برگزار می شود، پس از سه روز بحث از مهم ترین راه هایی که برای مقابله با خطرات انقلاب اسلامی در قطعنامه خود مطرح می کنند توسعه فحشاء و فساد در کشورهای اسلامی است که بی شک ایران اسلامی اولین هدف در این توطئه شیطانی آن ها است.خصوصا نسل جوان و به ویژه مدارس و دانشگاه ها باید هوشیار بوده تا در این دام پرخطر نیفتد و با تقویت روح تقوا و تهذیب نفس، سلامت اخلاقی جامعه را حفظ نمایند.لذا این هشدار را به همه مسئولان می دهیم آن چه که بیش از همه، آن چه که بیش از هرچیزی همانند موریانه ای شجره طیبه انقلاب ما را از درون تهدید به پوکی و پوچی می کند فساد است که در مبارزه با آن هم باید کار ریشه ای و اصولی فرهنگی و تبلیغاتی کرد و هم برخورد قاطع و مدبرانه قضایی.

4- از مصادیق برجسته سازندگی اجتماعی فرهنگی رشد و تقویت اتحاد و همبستگی در جامعه است.امروز بر همه ما روشن است که از توطئه های فرهنگی دشمنان جهانی و داخلی انقلاب پاشیدن بذر نفاق و اختلاف در جامعه اسلامی ما است.تا هر یک از دوستان انقلاب در مقام تضعیف و نفی یکدیگر برآمده و در نتیجه آن قدرت و ابهتی که در سایه وحدت و صمیمیت به دست آورده از دست بدهند و دیگر توان مقابله با آن ها را نداشته باشند.چه زیبا قرآن مجید در این رابطه به ما هشدار می دهد. (( یا أیها الذین آمنوا إذا لقیتم فئه فاثبتوا و اذکروالله کثیرا لعلکم تفلحون. و اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم و اصبروا إن الله مع الصابرین.)) و این فریاد امیرمؤمنان علی (ع) را در بستر شهادت با گوش دل بشنویم که فرمود : (( و علیکم بالتواصل و التباذل و ایاکم و التدابر و التقاطع ))

جهت رعایت نظم مجلس و احترام به تذکر ریاست محترم مجلس، عرضم را همین جا قطع می کنم و چون مجموعه این بحث را به صورت مقاله ای تنظیم کرده ام در اختیار مطبوعات قرار می دهیم که اگر مناسب دیدند در اختیار عموم بگذارند. و السلام علیکم و رحمت الله

برگرفته از کتاب «شاهدان نور»

ثبت ديدگاه

2 × پنج =