شهید ابوالقاسم رزاقی

شهید ابوالقاسم رزاقی 1397/1/30 11:51:58

جاویدان اثر ابوالقاسم رزاقی فرزند محمدآقا

شهید ابوالقاسم رزاقی

زندگینامه 

معلم پر افتخار ابوالقاسم رزاقی فرزند مرحوم حاج محمد آقای رزاقی در یک خانوادة متشخص و خیّر و مذهبی در سال 1333 دیده به جهان گشود. لازم به ذکر است که پدر بزرگوارش از چهره های صاحب نام روستا در امور خیریه و عمران و آبادی به حساب می آمد. بسیاری از امور عام المنفعه روستا از زحمات آن مرحوم تأسیس و ترمیم می شد و همچنین این شهید بزرگوار برادر مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ علی رزاقی بودند.

ابوالقاسم رزاقی از دوران نوجوانی نشان می داد که آینده ای درخشان خواهد داشت تحصیلاتش را تا ششم ابتدایی در روستای همجوار – دیزان – به اتمام رساند . سپس در دانشسرای تربیت معلم تبریز ادامه تحصیل داد. رفاقت ایشان با جاویدالاثر ابوطالب در دوران جوانی تأثیر زیادی در همسو و هم هدف شدن این دو شهید داشت که بعدها رابطه فامیلی سببی نیز بین این دو دوست قدیمی پیش آمد و بعدها در سنگر معلمی در روستا فرصت بیشتری برای ارائه خدمات صادقانه برایشان دست داد.

ابوالقاسم در مبارزات انقلابی قبل از پیروزی نقش به سزائی در آگاهی بخشی جوانان روستا و انتشار اعلامیه های حضرت امام(ره) داشت. او را می توان از مبارزان انقلابی روستای ناریان دانست. به واقع این شهید سرافراز امیدی برای روستای ناریان به حساب می آمد که می توانست در تحولات فرهنگی و عمرانی روستا تأثیرات مثبت فراوانی داشته باشد . با اینکه این عزیز در یک خانوادة تقریباً متمکن بزرگ شده بود ولی او درد محرومان را با اعماق جانش حس کرده و به همراه دوست و همفکر و همتای خود ابوطالب در کنار محرومان و درماندگان و حامی آنان بود.

او به واقع یک معلم نمونه انقلابی بود، که در ارتقاء سطح دانش و فکر نوجوانان و جوانان روستا نقش بسیاری داشت و شهادت بسیاری از شهدای روستا که از شاگردان ایشان بودند مرهون حسن تربیت اوست.

چهره مصمم و بشّاش این عنصر سختکوش همیشه در صفحات تاریخ روستای ناریان می درخشد و بسیاری از آنچه در مورد شهید ابوطالب گفته شد وجه مشترک این دو دوست و یار بهتر از دو برادر بود که با هم زندگی و تلاش می کردند ؛ و با هم به سوی معبودشان پرواز نمودند و جسم و روح خود را فدای دین خدا کردند. سلام بر آنان روزی که متولد شدند و روزی که هستی خود را فدای محبوب نمودند و روزی که مبعوث خواهند شد.

برگرفته از کتاب «شاهدان نور»

ثبت ديدگاه

چهار × 1 =