داستانک 1 – پاسخ جالب آسیابان به زاهد

///داستانک 1 – پاسخ جالب آسیابان به زاهد

داستانک 1 – پاسخ جالب آسیابان به زاهد

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند.
زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود».
آسیابان گفت: «تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.»

ثبت ديدگاه

8 + سیزده =